واژه های سمت راست پارسی و سمت چپ بيگانه می باشد.


پارسي    «»    بيگانه

********

آبخُست «» جزیره

آخشیج «» ضد ، متضاد

آدینه «» جمعه

آراستن «» زینت دادن

آرایه «» زیور آلات

آزرم «» شرف

آسمانه «» سقف

آغازیدن«» شروع کردن

آفَرنده «» خالق

آکمند «» معیوب

آگاه «» مطلع

آگاهانیدن «» مطلع کردن

آمرزش «» عفو

آمرزگار «» عفو کننده

آمیغ «» حقیقت

آمیغ پژوهی «»حقیقت طلبی

آماس«» ورم

آوازه «» شهرت ، معروفیت

آیفت «» حاجت

آیین «» شریعت ، سنت

آسانبر «» آسانسور

ابزار «» وسیله  ، آلت

ابزار سازی «» صنعت

ارج «» قدر ، اهمیت

ارجدار «» باقدر ، با اهمیت

ارج شناسی «» قدر شناسی

ارزش «» قدر و قیمت

اُزانا «» مالک

اُزانش «» مالکیت

اُزانیدن «» مالک شدن ، تملک

اُستُردُن «» پاک کردن

آزمايش «» تست 

آزمونه  «»  تست

آزمودن  «» تست كردن

گزينه اي «»  تستي

آزمون  «» امتحان

استوار «» محکم

اکنون «» حال ، حاضر- الان

انبوه «» جمع کثیر ، عده بسیار

انجامیدن «» تمام کردن

اندام «» عضو بدن یا موسسه

اندرز «» نصیحت

اندیشه «» فکر ، تفکر

انگار «» فرض ، تصور

انگاره «» فرضیه

انگاشتن «» فرض کردن ، تصور کردن

انگبین «» عسل

انگیزش «» تحریک

انگیزه «» محرک ، باعث

انگیختن «» باعث شدن

اباختر  ، اپاختر  «» شمال

خاور  «»  شرق

باختر  «»  غرب

باری «» اقلا ، لااقل ( در زبان پاک بمعنی « بهر حجت » معنی نمی دهد

باریک بین «» دقیق

باریک بینی «» دقت

باز ایستادن «»  ، امتناع کردن

بازبسته «» منوط ، به شرط

بازتاب «» انعکاس نور

بازداشتن «» مانع شدن

بازگشت «» مراجعت

بازگشتن «» مراجعت کردن

بازگفتن «» نقل کردن

باستان «» قدیم

باشا «» حاضر ، موجود

باشندگان «» موجودات ، حاضران

باشنده «» موجود ، حاضر

باستان «» قدیم

بامداد ، پگاه «» صبح

باور «» عقیده

باهماد «» جمعیت ، حزب

باهمی «» اتحاد

باهمیدن «» متحد شدن

بایا «» وظیفه ، واجب

بایستن «» واجب بودن

بدخواه «» خائن ، دارای سوء نیت

بدرود «» خداحافظی ، به سلامت

بد گمانی «» سوء ظن

برآشفتن «» تغییر کردن

براست داشتن «» تصدیق کردن

بر تافتن «» تحمل کردن

بردبار «» صبور

برکناری «» عزل ، خلع

بزهکار «» مجرم

بسامان «» منظم

بسنده «» کافی

بسنده کردن «» اکتفا

بسیج «» تدارک ، تهیه

بند واژه «» حرف ( اصطلاح دستوری )

بنیاد «» اساس

بنیک داشتن «» تحسین کردن

بوارونه «» بر عکس

بویژه «» مخصوصا” ، بخصوص

بها «» قیمت

بهبود «» شفا ( بهبودی غلط است )

بهره «» نصیب

بی آک زی «» بی عیب زندگی کن ( در پاسخ پاک زی گفته شود )

بی بهره «» بی نصیب

بیپا «» بی اساس

بی درنگ «» بلافاصله

بیشینه «» حداکثر ، ماکزیمم

بیکبار «» بکلی

بیگمان «» بیقین ، مطمئنا”

بیم ، ترس «» خوف

بینش «» بصیرت

بینشمند «» بصیر

بیوسان «» منتظر

بیهوده «» بی نتیجه

بی یکسو «» بی طرف

بی یکسویانه «» بی طرفانه

بی یکسویی «» بی طرفی

پابستگی «» تقیید ، قید

پابسته «» مقید

پاد «» پیشوند به معنی ضد و برابر یکچیز مانند پادزهر

پاد آواز «» انعکاس صوت

پادرزم ، پاتک  «» حمله متقابل

پادکار - واكنش «» عکس العمل

پارد ، ماده «»  متریال

پاردیگری ، مادیگری «»  ماتریالیسیم

پاسدارانه «» محترمانه ، با رعایت احترام

پافه «» اجازه

پافیدن «» اجاره کردن

پایندان «» ضامن ، کفیل

پایندیدن «» ضمانت کردن

پایه «» قائده

پراکندن «» منتشر کردن ، شایع کردن

پرده داری «» حجاب

پرگ «» ( بر وزن برگ ) اجازه ، اذن

پژوهش «» تحقیق

پژوهنده - پژوهشگر «» محقق

 پژوهش «» تحقیق

پژوهیدن  «» تحقق

پسادست ، آخشیج دستادست «» نسیه

پسرفت ، آخشیج پیشرفت «» تنزل

پسین -  آخشیج پیشین «» موخر گذشته نزدیک

پسینیان ،  آخشیج پیشینیان «» موخرین

پلشت «» نجس

پند «» نصیحت

پندار «» خیال ، زعم

پنداری ، موهوم  «» خیالی

پوزش «» عذر خواهی

پهل «» ( بر وزن جگر ) شک

پهلیدن «» شک کردن

پیرامون «» اطراف ، حول ، محیط

پیرامونیان «» اصرافیان

پیشامد «» حادثه

پیشرفت «» ترقی

پیشگفتار «» مقدمه

پیشه «» کسب ، حرفه

پپیشین «» متقدم ، سابق

پیشینه «» سابقه

پیشینیان «» متقدمین

پیکره ، فرتور «» عکس ، فتوگراف

پیمان «» عهد ، میثاق

پیوستگی «» اتصال

چاپاک «» آنچه چاپ شود

چاپاکها «» مطبوعات

چاره داری «» تفویض اختیار

چامه «» شعر

چامه گو «» شاعر

چاپان «» لرزان از سرما

چاییدن «» از سرما نا آسوده شدن

چخش «» مجادله ، جدال لفظی

چخیدن «» مجادله کردن

چرند «» سخن بی معنی

چشم  داشت «» انتظار

خستوان «» معترف

خستوش «» اعتراف ، اقرار

خستویدن «» اعتراف کردن  ، اقرار کردن

خشنود «» راضی

خواب گزاری «» نعبیر خواب

خواست «» قصد ، مقصود

خواناک «» انچه خوانده شود

خوانشگاه «» قرائت خانه

خودپسند «» متکبر

خودکامگی «» استبداد

خودکامه «» مستبد

خور آیان «» مشرق

خوی «» عادت

خیزاب «» موج

خیزش «» قیام

خیم «» خلق ، خصلت

داراک ، دارایی «» مال

دارنده «» صاحب

داناک «» معلومات

دانسته «» معلوم

دانگیها «» حبوبات ، غلات

داور «» قاضی

داورزاد «» هیئت داوری

داورزیدن «» قضاوت کردن

داوری «» قضاوت

داونده «» مدعی

داویدن «» ادعا کردن

دد «» حیوان وحشی

درآمد «» دخل

در بایست «» لازم

در بایستن «» لازم بودن

در چیده «» مرتب

دریافتن «» درک کردن

دریغ «» مضایقه ، افسوس

دژ «» قلعه

دستادست «» نقد

دستاویز «» مستمسک ، بهانه

دست کم «» حداقل

دستینه «» امضاء

دستینه نهادن «» امضاء کردن

دشنام «» فحش

دشوار «» مشکل

دغلکار «» متقلب

دلبسته «» علاقمند

راستکار «» امین

راستی «» حقیقت

راستی پژوهی «» حقیقت جویی

راستی را «» در حقیقت ، حقیقتا”

راهی «» عازم

رخت «» لباس

رخداد «» واقعه ، حادثه

رزم «»حمله ، هجوم

رزماد «»دسته رزمنده

رزمیدن «»حمله کردن ، هجوم بردن

رسا «»بلیغ

رساناد «»کمیته تبلیغات

رسد «»حصه

رشگ «»حسد ، حسادت

رشگبر «» حسود

روان «» روح

روان گرداندن «» باجرا درآوردن

روانیدن «» روان گرداندن

روزگار «» عهد ، عصر

روشن گردانیدن «» توضیح دادن ، واضح کردن

رهاورد «»سوغات

 رسته «» صف

زبون «» ذلیل

زمستانگاه «» قشلاق

زند «» شرح ، تفسیر

زندیدن «» شرح دادن

زیان «» ضرر

ژرف ، گود«» عمیق

ژرفا «» عمق

ژرف بینی «» تعمق ، غور

سات «» صفحه

سار «» پسوند جایی که چیزی در آن فراوان باشد

سالوس «» ریاکار

سامان «» نظم

سامانیان «» ناظم

سان «» حال

سپاس «» شکر ، تشکر

سپاسمند «» متشکر

سپاهیگری «» نظام ، سربازی

سپنج «» عاریت

سرشت «» طبیعت

سيج «» خطر

فرنگي «» خارجي

فرتور  «» عكس

ستارشناسی «» منجمي

سترسا «» sutarsa محسوس

سترسنده «» محسوس شده

سترگ «» sotorg جسیم ، هیکلی

سترون ، نازا «» عقیم

ستهیدن «» لجاجت کردن

ستیز «» لجبازی

ستیزا «» لجباز

ستیزه «» لج ، عناد

سختی کشی «» ریاضت

سده «» قرن

سده های میانی «» قرون وسطی

سرانجام «» عاقبت ، بالاخره

فرنام «» عنوان ، تیتر

سزا «» جایز ، حق کسی

سزیدن «» جایز بودن

سکالاد «» sokalad شورا ، کنگره

سکالشگاه «» مجلس شورا ، پارلمان

سکالیدن «» مشورت کردن

سمرد  «» (samard) وهم ، خیال

سمردیدن «» خیال کردن‌ ، تخیل

سنجش «» مقایسه ، ملاحظه

سود جستن «» استفاده کردن

سودجویی «» استفاده

سوگند «» قسم

سهانیدن «» متاثر گردانیدن

سهش «» احساس

سهشها «» احساسات

سهیدن «» احساس کردن

شاوش «» شکایت

شاویدن «» شکایت کردن

شایا «» شایسته ، لایق

شکیبیدن ،  شكيبا «» صبر کردن

شگفت «» عجب ، تعجب

شناخته  «» معروف

شیوا «» فصیح

شیوه «» طریقه

فراهمیدن «» اجنماع  کردن ، گردهم آیی

فرجام «» عاقبت

فرمایش «» امر

فرمودن «» امر کردن

فرهش «» (furhesh) وحی

فرهیخت «» (furhix) تربیت

فرهیختار «» مربی

فرهیختن «» تربیت کردن

فرهیدن «» وحی کردن

فوکا «» جماد

فراوان «» وفور

فوکاها «» جمادات

فوکیدن «» جامد شدن

فهلان «» مشغول

فهلش «» شغل ، اشتغال

فهلیدن «» مشغول شدن

فرنايش «» استدلال

پیروز «» موفق

پیروزی «» موفقیت

کاچال «» اثاث منزل

کاربستن «» اجرا کردن

کارواژه «» فعل ( اصطلاح دستوری )

کالبد «» جسم ، قالب

کانون «» مرکز

کرانه «» ساحل ، حد

کرف «» (بر وزن برف ) ثواب

کشش «» جذبه ، جاذبه

کفشگر «» کفاش ( ساختن کفاش از کفش فارسی از غلطهای رسوای زبان فارسی است )

کمابیش «» تقریبا”

کم اندام «» ناقض العضو

کمی - كاستي «» نقص

کمینه «» حداقل ، مینیمم

کناره جویی «» استعفا

کناره جستن «» استعفا دادن

کناک «» اعمال

کننده «» فاعل

کوتاه سخن «» خلاصه مطلب

کوتاه شده «» خلاصه شده

کوچیدن «» هجرت کردن ، مهاجرت

کوشندگان «» مجاهدین

کوی «» محله

کهراییدن «» ( kurahidan) نفی کردن

کهن «» قدیمی

کیش «» مذهب

کیفر «» مجازات

گام «» قدم

گزینش «» انتخاب

گسارنده «» مصرف کننده

گساریدن «» مصرف کردن

گستاخ «» جسور

گشایش «» فرج ، فتح

گشودن «» افتتاح کردن

گمارده «» مامور

گمارش «» ماموریت

گماشتن «» مامور کردن

گمان «» ظن

گواه «» شاهد

گواهی دادن «» شهادت دادن

گونه «» نوع

گوهر «» ذات ، اصل

گویش «» لهجه

گلچينوار «» رندم - تصادفي

لابه «» التماس

لابیدن «» التماس کردن

ماده «» مونث

مادیگری «» ماتریالیسم

مانانیدن «» تشبیه کردن

مانستن «» شبیه بودن

مانندگی «» شباهت

مایه «» سبب ، موجب

مرغوا «» به فال بد گرفتن

مروا «» چیزی را به فال نیک گرفتن

مژده «» خبر خوش

مستمند «» محتاج شدید

مویشگری «» روضه خوانی ، مرثیه خوانی

خريدار «» مشتري

مهنامه - هفته نامه «» مجله

میانجی «» واسطه ، شفیع

میانجیگری «» وساطت ، شفاعت

چهره  «»  قيافه

سيما «»  قيافه

ارتاك «» سريع

چكاد «» قله

فراسنجي «» آنالوژي

آناكاوي «» آناليز

واكاوي «» تحليل

شيوه «» متد

رشكوند «» حسود

راك «» قوچ

استر «» قاطر

كماجدان «» قابلمه

هندات «» قطعه

كاريز «» قنات

داك «» قطب

ثورس «» قطع

كوات «» قباد

ايوان «» بالكن

چارك «» ربع

شمار «» تعداد

پرسش «» سوال

چنبره «» حلقه

تماشاگر  «» تماشاچي

انباشت «» ذخيره

افرهيخته «» اديب

آذرخش «» رعد و برق

آذرخش «» صاعقه

رست «» صف

آميخت «» مخلوط - قاطي

آسانرو (انسان) «» آسانسور

آسابر(بار) «» آسانسور

 پيام نما «» تله تكست

رايانامه «»  ايميل

رايانامه «»  پست الكترونيک

رايابين «»  وبكم

رايان كيف «»  لپ تاپ

رايانک   «»  تبلت

پيامک  «»  SMS

پيام كوتاه «»  SMS

فراپيام «» MMS

 پیام‌رسان «» messenger

پوشن «»   كاور

گپسرا «» چت روم

گپسرا «»  اتاق گپ

كالبدشناسی «»  آناتومی

رگ نگاری «» آنژیوگرافی

 ميانی «» هافبک

جام «»  کاپ

 آسیب‌دیدگی «»  مصدومیت

 گذرگاه «» محلّ عبور

زادگاه  «»  محلّ تولّد

 برکناری «»  عزل

 برآورد «» تخمین

 نگارخانه «» گالری

 نمونک «» ماکت

پیرابَند «»  کادر

آرایه «»  دکور

 دیوارک «» پارتیشِن

 مَهار کردن «» کنترل کردن

بررسی کردن «»  چک کردن

 همگِن «» هموژنیزه

سِتَروَن «»  استرلیزه

کارکنان «» پرسنل

کارگروه «»  کمیته

کاروَر «» اُپراتور

همایش «» کنگره

هم‌اندیش«» سمینار

هم‌اندیشی«» سمینار

قهوه‌سَرا «» کافی‌شاپ

جایگاه سوخت «» پمپ بنزین

 بُلوره «» کریستال

پايانه «» ترمينال

جورچین «» پازِل

گفتاورد «» نقلِ‌‌قول

آبراهه «» کانال

اخترشناسي «» نجوم شناسي

اخترشناس «» منجم

ستاره شناسي «» نجوم شناسي

ستاره شناس «» منجم

ایمایش «» پانتومیم

پدافند «» دفـاع

آفند «» حمله

آودنگ «»  آمپول

سامه «» شرط

بايسته «» شرط

سامه بر «» مشروط

پرچين گاه - تاژ «»  آلاچيق

  سرور «»  آقا

  كديور «»  آقا

  خواجه «» آقا 

بانو  «» خانم

  آهن ابزار «» آهن آلات

  ابزار – افزار «»  آلت

   هرباسپ «» سياره

برجيس «» مشتري

هرمز «» مشتري

كيوان «» زحل

ناهيد «»  زهره

تير «» عطارد

بهرام «»  مريخ

وسپوهر  «» علاحضرت

بایتار «» کنسرو

انجمن «» کمسیون

گروه - کارگروه «» کمیته

فرتور «» عکس

فرنام «» عنوان

پاژنام «» لقب

نماهنگ «»  وله

نماهنگ «»  کلیپ

آژیراک «» اعلام خطر

هراش «» استفراغ

هراش آور «» تهوع

سپردیس«» تیروئید