ABSAR .ادب و اندیشه

                          

من می خواهم هفت دولت جهان زیر پرچم ایران برود. شما به من پیشنهاد می کنید که زیر پرچم روس پناه ببرم!!.. پاسخ دندان شکنی است از ستارخان سردار ملی به کنسول امپراتوری روس که بارها در کتاب های تاریخی و نوشته های نویسندگان خوانده و شنیده ایم و با افتخار تکرار کرده ایم.

این سخن غرور انگیز زمانی گفته شد که سربازان روس تبریز را تصرف کرده و خانه به خانه مجاهدان را تعقیب می کردند وبیشتر مردم بی پناه برای حفظ جان و مال خانواده خود پرچم روس را بر سر در خانه ها می افراشتند!

آنچه ستار قره داغی دشتگیر بی سواد میدان مال فروشان تبریز گفت: نیت قلبی تمامی پابرهنه هایی بود که برای کسب آزادی و استقلال سرزمین خود در جای جای کشور ایران در برابر گلوله های خودی و بیگانه سینه سپر کرده بودند.

آن ها در آن مبارزه نابرابر پشتیبانی جز خداوند و اراده آهنین خویش نداشتند. سربازان جانبازی که تفنگ و فشنگ مورد نیاز را هم از دستمزد ناچیز کارهای آبرومندانه خود تامین می کردند.

جنبش مشروطیت ایران قصه پر غصه ای است. داستان نابرابر مشت و سندان و فیل و فنجان. داستان حق و ناحق. داد و بی داد. خدمت و خیانت. ننگ و شرف و مرگ و زندگی است.

امردادماه (۱۲۸۸) یکصدو دو سال (۱۰۲) از این رویداد می گذرد و تاریخ ها و خاطره های بسیاری پیرامون آن نگاشته شده و بارها و بارها به تجدید چاپ رسیده است.

مهمترین تاریخ هایی که در این مناسبت نوشته شده. عبارت است از: تاریخ مشروطه ایران *سیداحمدکسروی تبریزی* تاریخ بیداری ایرانیان *ناظم الاسلام کرمانی* انقلاب مشروطه ایران  *دکترملکزاده*  انقلاب ایران و تاریخ مطبوعات در دوره مشروطیت *پروفسور ادوارد براون* تاریخ مشروطه ایران و جشن وطن پرستان اصفهان و بختیاری *نوشته دکتر دانشور* تاریخ مشروطیت *م پاولیچ* اختناق ایران *مورگان شوستر* و تاریخ ۱۸ ساله آذر بایجان *سید احمد کسروی* رهبران مشروطه *ابراهیم صفایی* و ... ده ها کتاب ومقاله نویسندگان دیگر که از این میان نوشته های مرحوم سید احمد کسروی تبریزی و مرحوم ناظم الاسلام کرمانی به دلیل عینی بودن و در روال واقعه نویسی از اعتبار بیشتری برخورداراست.  

خاقان زادگان قاجار آدم نما و بی شهامتی که آب و خاکی زرخیز و رایگان را به چنگ آورده بودند و تنها چیزی که می خواستند عیش و کامرانی بود و زن و زر. شکار گاه جاجرود. حرمسرای چندهزارنفری. شب زنده داری های عشرت آباد. زینت وزیور. سرسره بازی. ملیجک نوازی و.... و در برابر تامین این آزمندی چه باک که خاک قفقاز و ماورالنهر (۱۷ شهر معروف ایران) را روس ها صاحب شوند.

بلوچستان تجزیه شود و به افغانستان و هندوستان ضمیمه شود هرات را انگلیسی ها از هضم رابع بگذرانند و...

ملتی که روزگاری پیشگام تمدن جهانی بود و به مردم دنیا حکمت و ادب و درس سیاست کشورداری می آموخت. مردمی که با ذوق هنری خود شگفتی ها می آفرید. فرهنگی اصیل که مهاجمانی چون *هولاکوخان مغول* را خوی ایرانی می بخشید و خلفای بغداد تازی را از تکیه بر وزیران ایرانی ناگزیر. قومی که در اوج قدرت شرق و غرب جهان را به هم می پیوست و زیر یک پرچم امنیت می بخشید و هنگام ناتوانی اصالتش را از یاد نمی برد و به نان و پیازی که داشت قناعت می ورزی. چنان زیرشلاق و ظلم حکومتگران قجر (قاجار) خرد شده بود که هویت فرهنگی مشخصی نداشت. بگذریم و بگذاریم تا وقتی دیگر... درود بفرستیم بر روان پاک تمامی آزاد مردمان و آزاد زنانی که جان باختند و با خون خود از شرف و استقلال و تمامیت ارضی آب و خاک خود دفاع کردند.

درود بفرستیم به کوروش ها. داریوش ها. اشک ها. ارد ها. شاپور و اردشیر ساسانی و سردارانی چون آریوبرزن ها. و یعقوب ها و ابومسلم ها و بابک ها و نادرها وخیل عظیم دیگر نامداران و بی نام هایی که نامشان در جایی ثبت نشده است و درود بفرستیم به ستارخان ها و باقرخان ها و تمامی کسانی که خون پاکشان را در راه حفظ و تمامیت ارضی این مملکت نثار کردند.

                                    

پاورقی : در حدود یکصد دوسال قبل در جنگی نابرابر. میان مجاهدان و قوای عین الدوله قجر کنسول روس به محله امیر خیز تبریز می رود و به ستارخان پیشنهاد می کند در مقابل گرفتن ۳۰هزار تومان وجه نقد. چند راس اسب و دو باغ و ۱۰ها هکتار زمین کشاورزی و خیلی چیزهای دیگر. ستارخان پرچم ایران را از سردرخانه خود پایین بیاورد و پرچم روس را نصب کند!! سردار ایران پرست ایران زمین برآشفته می شود و با لحنی تند به کنسول روس می گوید... من می خواهم هفت بیرق زیر بیرق ایران بیاید آن وقت شما به من می گویید زیر بیرق بیگانه بروم؟

روانش شاد و راهشان پاینده باد

برگرفته: از گشت ۱۹۹ 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد 1390ساعت   توسط مسرور | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند
ستایش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
خندیدم گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید می خواهم پیاده شوم !
زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبارخواهیم خفت

................×××××××××................
در حضور خارها هم ميشود يک ياس بود، در هياهوي مترسکها پر از احساس بود
ميشود حتي براي ديدن پروانه ها، شيشه هاي مات يک متروکه را الماس بود
دست در دست پرنده، بال در بال، نسيم ساقه هاي هرز اين بيشه را هم داس بود
کاش ميشد حرفي از "کاش ميشد" هم نبود، هر چه بود احساس بود و عشق و ياس بود

نوشته های پیشین
هفته چهارم مرداد 1393
هفته سوم مرداد 1393
هفته چهارم تیر 1393
هفته سوم خرداد 1393
هفته دوم خرداد 1393
هفته اوّل خرداد 1393
هفته چهارم اردیبهشت 1393
هفته سوم اسفند 1392
هفته اوّل بهمن 1392
هفته چهارم دی 1392
هفته سوم دی 1392
هفته دوم دی 1392
هفته سوم آذر 1392
هفته دوم آذر 1392
هفته اوّل آذر 1392
هفته دوم آبان 1392
هفته سوم مهر 1392
هفته دوم مهر 1392
هفته اوّل مهر 1392
هفته اوّل شهریور 1392
هفته چهارم مرداد 1392
هفته سوم مرداد 1392
هفته دوم مرداد 1392
هفته اوّل مرداد 1392
هفته چهارم تیر 1392
هفته دوم تیر 1392
هفته چهارم خرداد 1392
هفته سوم خرداد 1392
هفته اوّل خرداد 1392
هفته چهارم اردیبهشت 1392
هفته سوم اردیبهشت 1392
هفته دوم اردیبهشت 1392
هفته اوّل اردیبهشت 1392
هفته چهارم فروردین 1392
هفته سوم فروردین 1392
هفته سوم اسفند 1391
آرشيو
آرشیو موضوعی
شعر
حکایت های کوتاه
سخن بزرگان
زندگینامه و آثار هنرمندان
اجتماعی,اخلاقی
تاریخی, فرهنگی
بهداشتی. پزشکی
نیایش
سرگرمی
طنز
داستان
مذهبی
دانستنی ها
پیوندها
آیت اله وحید خراسانی
آیت اله یوسف صانعی
عبدالکریم سروش
عطاء اله مهاجرانی
محسن کدیور
سید محمد خاتمی
دکتر محسن سازگارا
بامداد خبر
سایت کلمه
پیک نت
آثار سخنسرایان پارسی‌گو(گنجور)
آلبوم عکس (مسرور)
عکس های تاریخی
ترجمه انگلیسی و فارسی
موسیقی
گنجینه واژگان پارسی
شهریار روشنایی
وب سایت دکتر علی شریعتی
بربال های کتاب
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM