ABSAR .ادب و اندیشه

دیدگاه پارسی :

 کوروش بزرگ : مرد پارسی دروغ نگوید حتی بهنگام مرگ در جنگ.


به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید


داریوش هخامنشی: اهورامزدا دروغ را از سرزمین و مردم من بدور نگه دارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت   توسط مسرور | 

شبی پسرک یک برگ کاغذ به مادرش داد. مادر آن را گرفت و با صدای بلند خواند:
او با خط بچگانه نوشته بود:
کوتاه کردن چمن باغچه : ۵ دلار
مرتب کردن اتاق خوابم : ۱ دلار
بیرون بردن زباله ها : ۲دلار
نمره ی ریاضی خوبی که گرفتم : ۶ دلار
جمع بدهی شما به من : ۱۴دلار


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393ساعت   توسط مسرور | 

تا هنگامی که ضعیفان را در زیر پای می کوبید
و گندم دسترنجشان را به ستم می ستانید،
اگرچه کاخهای مرمر بنا کنید،
در آن کاخها زندگی نتوانید کرد،
و هرچند تاکستانهای سبز و خرم کشت کنید،
از شراب آن نخواهید نوشید.

Photo: ‎


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393ساعت   توسط مسرور | 

امروز سوم اردیبهشت است که در تقویم روز بزرگداشت شیخ بهائی نامگذاری شده است. لذا در این ایمیل مروری مختصر داریم به شناخت شخصیت، زندگی و خدمات وی ... بهاءالدین محمد بن‏ حسین عاملی معروف به "شیخ بهائی" (۸ اسفند ۹۲۵ خورشیدی، بعلبک تا ۸ شهریور ۱۰۰۰ خورشیدی، اصفهان) عالم و دانشمند نامدار قرن دهم و یازدهم هجری است که در دانش‌های فلسفه، منطق، هیئت و ریاضیات تجربهٔ زیادی داشت. در حدود ۹۵ کتاب و رساله از او در سیاست، حدیث، ریاضی، اخلاق، نجوم، عرفان، فقه، مهندسی و هنر بر جای مانده است.

 

گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مرداد 1393ساعت   توسط مسرور | 
ملی‌ مذهبی یعنی دینمان را به رخ کسی نمی‌‌کشیم! هیچ اجبار در کار نیست! هر کس برای خودش انتخاب می‌کند!

Masroor Masroory's photo.
Masroor Masroory's photo.
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم تیر 1393ساعت   توسط مسرور | 

این که یک روز بتوانیم عبارت‌های بیگانه را از زبان فارسی اخراج کنیم، یک رویای دست نیافتنی است، چون ما فارسی را هم درست صحبت نمی‌کنیم و صحیح نمی‌نویسم.اما پیش از آن که به دنبال ریشه عبارت‌ها باشید، سعی کنید تا مرتکب هیچ‌یک از این ۱۰ اشتباه پرطرفدار و محبوب نشوید: 

۱- وقتی کسی را برای نخستین‌بار دیده‌اید، نباید بگویید:

«از آشنایی با شما، خوشبخت شدم

باید بگویید: «از آشنایی با شما، خوش‌وقت هستم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم خرداد 1393ساعت   توسط مسرور | 

روايت است كه مولانا برخي از غزليات را در حال شور وهنگامي كه حالت بيخودي بر وي غلبه داشته مي سروده است.اعصاب كشيده شده و حساس وي ، توجه تمام مشاعر او را بهيك نقطه ، استيلاي انديشه هاي لاهوتي بر نيروهاي معنوي وي ، او را مستعد هيجان ساخته ، هر صداي ضربدار وبا اهنگ در وي هيجان برمي انگيخت ،

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393ساعت   توسط مسرور | 

سرزمین بحرین هزاران سال بخشی از خاک ایران بود و همچنان بخش مهمی از مردم آن ایرانی‌الاصل هستند و فرهنگ و زبان و سنت‌های ایرانی و فارسی را می‌توان در میان آنان مشاهده کرد. ۲۸ اردیبهشت ۱۳۴۹ پس از یک کشاکش بی حاصل، با تصویب استقلال بحرین در مجلس سنا، همه چیز تمام شد و حکومت شاهنشاهی نتوانست در برابر جدایی بحرین از ایران ایستادگی کند.

Photo: ‎به مناسبت سالروز جدایی بحرین از خاک ایران
سرزمین بحرین هزاران سال بخشی از خاک ایران بود و همچنان بخش مهمی از مردم آن ایرانی‌الاصل هستند و فرهنگ و زبان و سنت‌های ایرانی و فارسی را می‌توان در میان آنان مشاهده کرد. ۲۸ اردیبهشت ۱۳۴۹ پس از یک کشاکش بی حاصل، با تصویب استقلال بحرین در مجلس سنا، همه چیز تمام شد و حکومت شاهنشاهی نتوانست در برابر جدایی بحرین از ایران ایستادگی کند.
در زمان حاکمیت قاجاریان، دولت انگلیس با دستمایه نبود نیروی دریایی در ایران، حفظ امنیت خلیج فارس و بحرین را بر اساس قراردادی به عهده گرفت. پس از این بحرین عملا تحت حاکمیت ایران نبود، اما با این حال استقلال رسمی هم نداشت. 
مجلس سنای ایران، جایی که در آن رای به جدایی بحرین از ایران تصویب شد 

در این میان دولت ایران در زمان محمدرضا شاه پهلوی دست‌کم ۲ بار تلاش کرد حاکمیت ایران بر بحرین را تثبیت کند. اولین بار اسفند ۱۳۲۹ بود که در لایحه ملی کردن صنعت نفت ایران، شرکت نفت بحرین هم گنجانده شد. در آبان ۱۳۳۶ نیز هیأت وزیران در لایحه‌ای کشور را از نظر اداره سیاسی به ۱۴ استان تقسیم کرد و بحرین هم استان چهاردهم خوانده شد.  

جرقه اول؛ خروج انگلستان از خلیج فارس

سرانجام انگلیس در سال ۱۳۴۷ پس از ۱۵۰ سال تصمیم به خروج از خلیج فارس گرفت و برای تحکیم منافع منطقه‌ای خود، طرح تشکیل اتحادیه‌ای متشکل از قطر، بحرین و هفت امیرنشین خلیج فارس را ارائه کرد. دولت ایران که خروج انگلستان از خلیج فارس را به معنای بازپس‌گیری بحرین می‌دانست، به این طرح اعتراض کرد.
 
تیتر معروفی که البته دوام چندانی نداشت و با تصمیم عجیب شاه و مجلس سنا واقعیت نیافت‎


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم خرداد 1393ساعت   توسط مسرور | 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم خرداد 1393ساعت   توسط مسرور | 

Photo: ‎خیلی دلم گرفته ، کمی آسمان کجاست؟
یک چکه آب تازه و یک تکه نان کجاست؟
حال وهوای عشق ندارد دگر دلم 
نامی نمانده است برایم ، نشان کجاست ؟
پیری کنار آمده بامن ولی هنوز
میپرسم از دلم که غرور جوان کجاست ؟!
دریا به گل نشست ز بس خون گریستم 
با کشتی شکسته ی من بادبان کجاست ؟
بادی نمی وزد که روان گویدم چو آب
جای دل شکسته درین خاکدان کجاست ؟
دست مرا چه دیر گرفتند دوستان 
پا در رکاب .... آخر این داستان کجاست ؟
بار گران ندیده اگر شانه های من
از بس خمیده دیده که درد گران کجاست ؟!
دیریست روزگار به ما پشت کرده است 
سر در نیا وریم شب و روزمان کجاست؟!
آن روز ها گذشت .... غم نان نداشتیم
دل هم دل قدیم کجارفت آن کجاست ؟!
تابوت میبرند درختان به دوش خویش
از من مپرس غیرت سرو روان کجاست ؟!
خون گریه میکنند بر این خانه ابر ها
بغض شکسته در گلوی ناودان کجاست ؟!
ای کاش سر به شانه ی من می گذاشتند 
نسرین و نرگس و سمن وارغوان کجاست ؟!
با های های گریه گلها دلش خوش است 
گر این بهار تازه .... که باد خزان کجاست ؟!
بانگی نمیرسد ز خروس سحر به گوش 
گیرم بلال مرده خدای اذان کجاست ؟!
غلامحسن اولاد (م - اندیش)‎


خیلی دلم گرفته ، کمی آسمان کجاست؟
یک چکه آب تازه و یک تکه نان کجاست؟
حال وهوای عشق ندارد دگر دلم 
نامی نمانده است برایم ، نشان کجاست ؟
پیری کنار آمده بامن ولی هنوز
میپرسم از دلم که غرور جوان کجاست ؟!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1393ساعت   توسط مسرور | 
تهران در گذشته از روستاهای ری بوده و ری که در تقاطع محورهای قم، خراسان، مازندران، قزوین، گیلان و ساوه واقع شده به سبب مرکزیّت مهم سیاسی، بازرگانی، اداری و مذهبی از قدیم مورد نظر بود
روزنه آنلاین



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392ساعت   توسط مسرور | 

Photo: ‎ای کسانی که در این کشمکش عید سعید
سر خوش و می زده با روی سپید
غرق در شوکت و در مکنت و بد مستی پول
به سیاهی شب بخت بدم می خندید
می نپرسید چرا؟
از چه این هموطن لخت به این صورت زشت
رو سیه ساخته و کو به کو افتاده به راه
آری ای هموطنان
سرگذشتیست مرا تیره در این روی سیاه

لحظه ای محض خدا خویش فراموش کنید
غم پنهانی من گوش کنید
در دل آتش فقر
در غم خاموشی
وز همه تلخی جانسوز که یک عمر کشید
قلب من بس که تپید
قلب من بس که شکست
نفسم بس که در اعماق دلم نعره کشید
هوسم بسکه به مغزم کوبید
پای یک مشت ستمکار فرومایه پست
بس که برخاک سیاهم مالید
مثل یک قطره سرشک
ازدل خون
زندگی بر لب چشمم غلطید
با سر آهسته زمین خورد و تن سرد زمین
لاشه مرده روحم بوسید
وندر آغوش به هم کفته وهم و جنون
مغز بیچاره بختم پوسید
نفسم....
هر چه بیهوده مرا کشت بسم بود بسم

نفس بی کسم ای زنده دلان قطع کنید
سینه ام چاک کنید
این غبار سیه از روی رخم پاک کنید
به چه کار آیدم این چشمه خون
این تن مرده مرگ
که تن زنده من کرده چنین آواره
از کف سینه ام آرید برون
ببرید...
ببرید در بیابان سکوت
زیر مشتی لجن و سنگ سیه خاک کنید

آری ای هموطنان
چشمه عشق در این ملک سراب است سراب
پایه عدل و شرف پاک خراب است خراب
عز و مردانگی و فهم عذاب است عذاب
جور بر مردم بد بخت صواب است صواب
آه ای چشم زمین قافله سالار زمان
باز گو با من سر گشته خور عالم تاب
آدمیت به کجا رفته کجا رفته شرف
کو حقیقت ز چه رو مرده چرا رفته به خواب
این چه رسمیت چه نظمیست چه وضعیست خدا
سبب این همه بد بختی عم کیست خدا
جز خدایان زر و کهنه پرستان پلید
هیچ کس زنده در این شب به خدا نیست خدا
کی رسد روز و شود چیره بر این ظلمت تار
که پیادست در آن حق وستمکار سوار
سر نوشت همه بازیچه مشتیست عیار
سر زحمت به طناب عدم از دار به دار
زیر خاک است گل و زینت گلدان ها خار
فقر می باردش از هر در و از هر دیوار

زندگی پول نفس پول هوس پول هوار
قدرتی کو که بر آید ز پس پول هوار
هموطن خنده مکن بر رخ این حاجی خوار
صحبت از عید مکن بگذر و راحت بگذار

من بیکار که صد بار بمیرم هر روز
بالشم سنگ و دلم تنگ و تنم بستر سوز
کت من در گرو عید گذشته است هنوز
به من آخر چه که نوروز سعید است امروز
کهنه روزم چه بد آخر که چه باشد نوروز
هفت سین من اگر بودی و می دیدی چیست
همنشین من غارت زده می دیدی کیست
می زدی داد فلک تا به فلک زنگ به زنگ
که تف بر تو محیط شرف آلوده به ننگ
هفت سین من که چه سینی و چه هفت
سینه ای کشته دل و سوز سرشکی گلرنگ
سرفه های تب و سرسام سکوتی دلتنگ
سفره ای خالی و سرما و سری بر سرسنگ
آری ای هموطنان
سالتان باد به صد سال فرحبخش قرین
هفت سین کی به جهان کسی بهتر از این

دیده هر سو که بیفتد ز یسار و ز یمین
سایه فقر سیه کرده سرو روی زمین
سبز برگ در ختان همه بی لطف و حزین
لاله را ژاله صفت اشک الم گشته عجین
زن غمین پیر غمین بچه غمین
وه که سرتاسر این ملک ستمدیده زار
نفسی نیست دهد مژده ز ایام بهار
شیون و درد و فغان داده به سر باد وزان
جای می خون سیه می چکد از چشم رزان
این که چیزی نبود هموطنان بدتر از
عجب اینجاست که افتاده زپا چرخ زمان
کی فلک دیده به خود
فصل خزان بعد خزان
شعر از کارو‎


ای کسانی که در این کشمکش عید سعید
سر خوش و می زده با روی سپید

غرق در شوکت و در مکنت و بد مستی پول
به سیاهی شب بخت بدم می خندید
می نپرسید چرا؟
از چه این هموطن لخت به این صورت زشت
رو سیه ساخته و کو به کو افتاده به راه
آری ای هموطنان
سرگذشتیست مرا تیره در این روی سیاه

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1392ساعت   توسط مسرور | 
Photo: ‎برای فاتح جنگ “حجت”؛ به یاد مهندس بازرگان
ندای آزادی : ۳۰ دی مصادف است با ۱۹ امین سال درگذشت مهندس مهدی بازرگان.
متن زیر خلاصه ای است از زندگی انسانی که بر روی زمین، آسمانی زیست.
سیاستمداری که “مدارا، “اخلاق و شرافت انسانی” در سیاست را در هنگامهء هجوم “تشنگان قدرت” با لباس دین، معنایی دوباره بخشید.
او که در آرزوی باران، یورش سیل جهل بر ستم را شاهد بود و تقابل خود و همفکرانش با قدرت قهار را جنگ حجت خواند و نه قدرت.
یادش گرامی و راه و منش اش ، اسوه جوانان ایران امروز .

زندگینامه مهندس مهدی بازرگان

زنده‌یاد مهندس مهدی بازرگان در سال ۱۲۸۶ در تهران متولد شد. پدرش حاج عباسقلی بازرگان (تبریزی) از تجار دیندار،‌ روشنفکر و سرشناس زمان خود بود.

بازرگان تحصیلات ابتدایی را در مدرسه سلطانیه تهران و متوسطه را در دارالمعلمین مرکزی به پایان رسایند و در سال ۱۳۰۶ جزء اولین گروه محصلین ممتاز کشور،‌ برای تحصیل به فرانسه اعزام شد.

بازرگان پس از طی دوره مقدماتی و قبولی در کنکور سراسری کشور فرانسه، از بین دانشجویان اعزامی، اولین ایرانی بود که وارد تحصیلات عالی دانشگاهی شد و مورد تشویق وزیر فرهنگِ وقت قرار گرفت.

در سال ۱۳۱۳ پس از ۷ سال تحصیل در فرانسه به کشور بازگشت و به خدمت نظام وظیفه رفت. در سال ۱۳۱۵ به عنوان اولین دانشیار در دانشکده فنی دانشگاه تهران مشغول به تدریس شد و دو دوره متوالی ریاست دانشکده فنی را به عهده گرفت.

در سال ۱۳۳۰، توسط مرحوم دکتر مصدق به ریاست هیأت مدیره و مدیریت عامل شرکت ملی نفت ایران انتخاب گردید و با حمایت مردم موفق به خلع ید از انگلیسی‌ها و با همت متخصصین ایرانی موفق به راه‌اندازی و اداره صنایع عظیم نفت شد.

در سال ۱۳۳۱ مسئول احداث شبکه لوله‌کشی آب تهران گردید و آن را به ثمر رسایند. پس از کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲،‌ به دلیل اعتراض مکتوب علیه انتخابات غیرقانونی مجلس شورای ملی، در بهمن ۱۳۳۲ از خدمات دولتی و استادی دانشگاه بر کنار شد و تا شانزدهم بهمن ۱۳۵۷ که پست نخست‌وزیری دولت موقت انقلاب را به عهده گرفت، تنها در بخش خصوصی در زمینه تولیدات صنعتی فعالیت و خلاقیت داشت.

فعالیت‌های دینی بازرگان، همیشه بر فعالیت‌های سیاسی او مقدم بود. از اوان تدریس در دانشگاه ، با دانشجویان محشور بود و با آنان در تأسیس انجمن‌ اسلامی دانشجویان و سپس در انجمن اسلامی معلمین و بعدها در تشکیل انجمن‌های اسلامی مهندسین و پزشکان، مشارکت داشت. اولین نمازخانه را در دانشکده فنی در محیط دانشگاه تهران ایجاد کرد و با ایراد سخن‌رانی‌های متعدد در مجالس و محافل مذهبی و علمی، خلاء اعتقادی و علمی جوانان را پر می‌کرد و در برابر تبلیغات ضد دین حزب توده و جریان‌های تجدد زده و دین ستیز، نقشی مؤثر داشت و پشتوانه علمی و معنوی جوانان دین‌ مدار بود.

بازرگان اولین تألیف دینی خود را با عنوان «نماز» بین سال‌های ۱۳۱۵ تا ۱۳۲۰ برای جوانان نوشت‌ و با هزینه شخصی به چاپ رسانید. نسخه‌ای از چاپ پنجم آن (اسفند ۱۳۲۲) در دست است. «مذهب در اروپا»،« مطهرات در اسلام»، «کار در اسلام»، «راه طی شده»، «اختیار»، «پراگماتیسم در اسلام»، از دیگر آثار دینی او در دهه ۱۳۲۰ و «از خدا پرستی تا خودپرستی» و «آموزش قرآن» در ۳ جلد در دهه ۱۳۳۰ می‌باشد. از زنده‌یاد مهندس بازرگان بیش از ۱۰۰ اثر مذهبی و ۱۶ اثر قرآنی به جای مانده است.

بازرگان از نظر علمی و فنی نیز فعال بود و پس از شهریور ۱۳۲۰ از بانیان تأسیس «کانون مهندسین» بود. در دومین سالِ تأسیس کانون مهندسین، اولین اعتصاب صنفی مهندسین به بار نشست و تحولی عمیق در ارجاع مسئولیت و میدان فعالیت به متخصصین به وجود آورد و راه اصلاحات باز شد. واگذاری مسئولیت ادارات و کارخانجات به تحصیل‌کرده‌ها و مهندسان و حقِ داشتن دو نماینده منتخب از هر دانشکده در شورای دانشگاه، از دست‌آوردهای این اعتصاب صنفی است.

در پایه‌گذاری و انتشار مجله «صنعت» نقشی اساسی داشت و با انجام کارهای تحقیقاتی و انتشار نتایج آن در قالب مقالات و کتاب‌های علمی، از خود دست‌آوردهای ارزنده‌ای به یادگار گذاشته است، در وصف صنعت (۱۳۱۵)، زندان هارون یا آتشکده ساسانی (۱۳۲۳)، دیاگرام عمومی برای گازها و هوای مرطوب (۱۳۲۳)، سازمان مسافربری شهرستان تهران (۱۳۲۳)، صفحه محاسبه (۱۳۲۳)، ترمودینامیک صنعتی (۱) و (۲) (۱۳۲۳)،‌ تعیین شرایط هوای مطبوع (۱۳۲۶)، آینه صنعت در ایران (۱۳۲۸)، خشک کردن هوا بدون ماشین مبرد (۱۳۲۹)، مهندس خارجی (۱۳۳۴) و بسازیم یا برایمان بسازند (۱۳۳۵)، باد و باران در قرآن (۱۳۴۳)، پدیده‌های جوّی (۱۳۴۳)،‌ سیر تحول قرآن (۱) و (۲) (۱۳۴۴)، بررسی نظریه اریک فروم (۱۳۵۵) ‌و علمی بودن مارکسیسم (۱۳۵۶)، از آثار علمی و فنی فعالیت‌های مذکور است.

فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی مهندس بازرگان بسیار چشم‌گیر و به مناسبت‌های مختلف در جمع دانشجویان و یا در محافل مذهبی و سیاسی، به صورت سخن‌رانی ارائه شده و سپس تکمیل و توسعه یافته و به صورت رساله و کتاب منتشر گردیده است که حاصل آن بیش از ۷۰ اثر اجتماعی و ۱۶۰ اثر سیاسی است.

بازرگان در همان روزهای اول بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، از نظر سیاسی فعال شد و در تشکیل نهضت مقاومت ملی مشارکت کرد و در سال بعد، پس از کشف چاپخانه مخفی این نهضت، به مدت ۸ ماه توسط لشگر ۲ زرهی ارتش زندانی گردید و در همین زندان بود که کتاب «عشق و پرستش یا ترمودینامیک انسان» را به رشته تحریر در آورد.

بازرگان در تشکیل جبهه ملی دوم و مبارزات سیاسی فعالیتی مؤثر داشت و در بهار سال ۱۳۴۰ همراه با آیت‌الله طالقانی و دکتر سحابی «نهضت آزادی ایران» را پایه‌گذاری کرد. و به نهضت مقاومت ملی نیرویی دوباره داد و نیروهای ملی و مذهبی را در این جمعیت سازمان و توانایی بخشید.

حرکت و فعالیت شتابان این جمعیت در آستانه انقلاب شاهی، مهندس بازرگان را به همراه سایر بنیان‌گذاران نهضت آزادی ایران، راهی زندان کرد و پس از محاکمه‌ای طولانی، در سال ۱۳۴۲ توسط ارتش شاهی به ۱۰ سال زندان محکوم شد و در اوایل آبان ۱۳۴۴ به علت اعتصاب در زندان، همراه با ۱۷ تن از یاران به دژ (زندان) برازجان تبعید گردید. در آبان ۱۳۴۶ پس از تحمل ۵ سال اسارت آزاد شد.

مهندس بازرگان در طول اسارت به مناسبت‌های مختلف سخنرانی داشت و به تحقیق و تألیف پرداخت که حاصل آن ۲ مقدمه بر کتاب،‌ تلخیص یک کتاب،‌ ارائه ۷ مقاله و ۱۱ جلد کتاب علمی و تحقیقی شامل تبلیغ پیغمبر، سازگاری ایرانی، نهضت آزادی هند،‌ بعثت و ایدئولوژی،‌ آموزش قرآن (۱) و (۲) و (۳)، باد و باران در قرآن، پدیده‌های جوّی و سیر تحول قرآن (۱) و (۲) می‌باشد.

بازرگان پس از آزادی از زندان به فعالیت‌های علمی، اجتماعی و دینی خود بازگشت و همت خود را بر اساس ایده‌ای که در سال ۱۳۳۶ در کتاب «احتیاج روز» بر آن انگشت گذاشته بود، صرف رونق بخشیدن به اجتماعات آرمانی، انجمن‌های اسلامی و تشکل‌های صنفی و صنعتی کرد.

او در سال ۱۳۵۶ در تشکیل «جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر» نقش مؤثری ایفا کرد و در ائتلاف نیروها و سمت دهی به مبارزات مردمی بر علیه رژیم ستم شاهی ، ‌سهمی به سزا داشت.

در ۱۶ بهمن ۱۳۵۷ قبل از پیروزی انقلاب به عنوان نخست‌وزیر برگزیده شد، اعتصابات صنعت نفت را سامان بخشید و دولت موقت انقلاب را تشکیل داد و به مدت ۹ ماه، سکان کشتی طوفان زده دولت را در دست گرفت و هر چه در توان داشت در برقراری نظم و اجرای قانون و ایجاد آرامش،‌ به کار بست ولی در مقابل نیروهای تندرو و معاند، ‌استعفا را برگزید و از فعالیت در دولت کناره گرفت ولی آرام ننشست و در اولین انتخابات مجلس، با آرای بسیار بالایی به نمایندگی مردم تهران برگزیده شد و در فراکسیون اقلیت مجلس همراه با سایر نمایندگان همفکر، به نقد روند انقلاب و حاکمیت پرداخت و آفات و انحرافات آن روزِ جامعه را، هر طور که توانست به تصویر کشید.

بازرگان در خارج از مجلس نیز از طریق «نهضت آزادی ایران» فعالیت سیاسی داشت و پس از انقلاب در پایه‌گذاری «جمعیت دفاع از آزادی و حاکمیت ملت ایران»، مشارکت فعال داشت و با درج مقاله در روزنامه «میزان» و سخنرانی در محافل اجتماعی و ارسال نامه‌های سرگشاده به حاکمیت،‌ همواره در ایفای وظیفه امر به معروف و نهی از منکر و دفاع از مرزهای آزادی، مدارا و ارزش‌های اخلاقی سخت‌کوش و خستگی ناپذیر می‌نمود.

مهندس بازرگان سرانجام وقتی در آخر دی‌ ماه ۱۳۷۳ ایران را به قصد معالجه ترک گفته بود، در نیمه راه، بنا به مشیت الهی، ‌چشم از جهان فرو بست در حالی که میراثی عظیم با بیش از ۳۵۰ کتاب، مقاله و سخنرانی و شاگردان و شیفتگان بسیار از خود به جای گذاشت. یادش گرامی و راهش پر ره رو باد.

اقتباس از: بنیاد فرهنگی مهندس مهدی بازرگان

بیشتر بخوانید :

مجموعه آثار کامل مهندس مهدی بازرگان

مجموعه اسناد نهضت آزادی ایران‎

برای فاتح جنگ “حجت”؛ به یاد مهندس بازرگان
ندای آزادی :
۳۰ دی مصادف است با ۱۹ امین سال درگذشت مهندس مهدی بازرگان.
متن زیر خلاصه ای است از زندگی انسانی که بر روی زمین، آسمانی زیست.
سیاستمداری که “مدارا، “اخلاق و شرافت انسانی” در سیاست را در هنگامهء هجوم “تشنگان قدرت” با لباس دین، معنایی دوباره بخشید.
او که در آرزوی باران، یورش سیل جهل بر ستم را شاهد بود و تقابل خود و همفکرانش با قدرت قهار را جنگ حجت خواند و نه قدرت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1392ساعت   توسط مسرور | 

Photo: ‎بادا مبارک در جهان سور و عروسیهای ما / سور و عروسی را خدا ببرید بر بالای ما
زهره قرین شد با قمر طوطی قرین شد با شکر / هر شب عروسیی دگر از شاه خوش سیمای ما
در گردن افکنده دهل در گردک نسرین و گل / کامشب بود دف و دهل نیکوترین کالای ما‎

بادا مبارک در جهان سور و عروسیهای ما / سور و عروسی را خدا ببرید بر بالای ما

زهره قرین شد با قمر طوطی قرین شد با شکر / هر شب عروسیی دگر از شاه خوش سیمای ما
در گردن افکنده دهل در گردک نسرین و گل / کامشب بود دف و دهل نیکوترین کالای ما

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1392ساعت   توسط مسرور | 

http://eshghemanblog.persiangig.com/image/PIREMARD%20LOVE/pirmardpirzan%20%286%29.jpg

آهی كشيد غم زده پيری سيپد موی ،

افكند صبحگاه در آيينه چون نگاه 
در لا به لای موی چو كافور خويش ديد :
يك تار مو سياه ؛

در ديدگان مضطربش اشك حلقه زد
در خاطرات تيره و تاريك خود دويد
سي سال پيش نيز در آيينه ديده بود 
يك تار مو سپيد ؛


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1392ساعت   توسط مسرور | 
اولين آئين نامه"سانسور" فيلم در ايران



اولين فيلم مستند ايران، فيلمبرداری از مراسم جشن گل ها در پاريس، با حضور مظفرالدين شاه است و چهارمين فيلم مستند "خان بابا معتضدی» که دومين مستند سازايرانی است، از مراسم سوگند رضاخان به پايبندی و حفاظت از قانون اساسی مشروطه است! نخستين تماشاگران فيلم درايران نوکرهای دربار مظفرالدين شاه بودند و پس از آن فيلم از دربار بيرون آمد و مردم هم با سينما که آن را "دورنما" اسم گذاری کرده بودند  آشنا شدند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1392ساعت   توسط مسرور | 

Photo: ‎کسی باور نخواهد کرد 
 اما من به چشم خویش می بینم 
 که مردی پیش چشم خلق بی فریاد می میرد 
 نه بیمار است 
 نه بردار است 
نه درقلبش فروتابیده شمشیری 
نه تا پر در میان سینه اش تیری 
کسی را نیست بر این مرگ بی فریاد تدبیری 
لبش خندان و دستش گرم 
 نگاهش شاد 
تو پنداری که دارد خاطری از هر چه غم آزاد 
اما من به چشم خویش می بینم 
به آن تندی که آتش می دواند شعله در نیزار 
به آن تلخی که می سوزد تن ایینه در زنگار 
 دارد از درون خویش می پوسد 
 بسان قلعه ای فرسوده کز طاق و رواقش خشت می بارد 
فرو می ریزد از هم 
 در سکوت مرگ بی فریاد 
چنین مرگی که دارد یاد ؟
 کسی ایا نشان از آن تواند داد ؟
نمی دانم 
 که این پیچیده با سرسام این آوار 
 چه می بیند درین جانهای تنگ و تار 
 چه میبیند درین دلهای ناهموار 
 چه میبیند درین شبهای وحشت بار 
 نمی دانم 
 ببینیدش
لبش خندان و دستش گرم 
نگاهش شاد 
 نمی بیند کسی اما ملالش را 
چو شمع تندسوز اشک تا گردن زوالش را 
فرو پژمردن باغ دلاویز خیالش را 
صدای خشک سر بر خاک سودن های بالش را 
کسی باور نخواهد کرد 

فریدون مشیری‎

کسی باور نخواهد کرد 

اما من به چشم خویش می بینم 

که مردی پیش چشم خلق بی فریاد می میرد 
نه بیمار است 
نه بردار است 
نه درقلبش فروتابیده شمشیری 
نه تا پر در میان سینه اش تیری 
کسی را نیست بر این مرگ بی فریاد تدبیری 
لبش خندان و دستش گرم 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1392ساعت   توسط مسرور | 

خواندن این داستان رو به دوستان جانم توصیه میکنم
فاصله دختر تا پیر مرد یک نفر بود ؛ روی نیمکتی چوبی ؛ روبه روی یک آب نمای سنگی .پیرمرد از دختر پرسید :- غمگینی؟
- نه .
- مطمئنی ؟
- نه .

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1392ساعت   توسط مسرور | 
Photo: ‎نان او نيز بيخ ديوار است!
اين اباذر، اوايل خيابان « قورخانه» كتاب دست دوم می فروشد. خيلی از كتاب هائی كه درجائی پيدا نمی شود، نزد او يافت می شود. اگر هم در ديدرس نداشته باشد بعدا برايتان جور می كند. : در بساط كتاب هايش از رساله دينی كلينی گرفته تا مجموعه اشعار شاملو را پيدا می كنيد. از باد و باران می نالد اما اين همه ناله او نيست. يك سرپناه برای فروش كتاب می خواهد و كوتاه شدن دست شهرداری از سرش! چند بار شهرداری تهران خيز برداشته تا بساط او را جمع كند اما به گفته خودش

اين اباذر، اوايل خيابان « قورخانه» كتاب دست دوم می فروشد. خيلی از كتاب هائی كه درجائی پيدا نمی شود، نزد او يافت می شود. اگر هم در ديدرس نداشته باشد بعدا برايتان جور می كند. : در بساط كتاب هايش از رساله دينی كلينی گرفته تا مجموعه اشعار شاملو را پيدا می كنيد. از باد و باران می نالد اما اين همه ناله او نيست. يك سرپناه برای فروش كتاب می خواهد و كوتاه شدن دست شهرداری از سرش! چند بار شهرداری تهران خيز برداشته تا بساط او را جمع كند اما به گفته خودش "محسن آرمين" نماينده مجلس ششم پيش اين و آن واسطه شده و نگذاشته بساط او را بهم بزنند.(این عکس همراه با گزارشی که نوع نگاه آن با نوشته کوتاه ما متفاوت بود، ابتدا در روزنامه "سرمایه" و با نام خانم "فرنازسیفی" منتشر شده بود.
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1392ساعت   توسط مسرور | 

Photo: ‎دلم گرفته خدا را تو دلگشایی کن
                                      من آمدم به امیدت تو هم خدایی کن
 به بوی دلکش زلفت که این گره بگشای
                                      دل گرفته ی ما بین و دلگشایی کن
 دلی چو اینه دارم نهاده بر سر دست 
                                      ببین به گوشه ی چشمی و خودنمایی کن
ز روزگار میاموز بی وفایی را
                                      خدای را که دگر ترک بی وفایی کن
 بلای کینه ی دشمن کشیده ام ای دوست
                                      تو نیز با دل من طاقت آزمایی کن
 شکایت شب هجران که می تواند گفت
                                      حکایت دل ما با نی کسایی کن
بگو به حضرت استاد ما به یاد توایم
                                      تو نیز یادی از آن عهد آشنایی کن
 نوای مجلس عشاق نغمه ی دل ماست 
                                      بیا و با غزل سایه همنوایی کن

 هوشنگ ابتهاج‎

دلم گرفته خدا را تو دلگشایی کن
                                      من آمدم به امیدت تو هم خدایی کن
 به بوی دلکش زلفت که این گره بگشای
                                      دل گرفته ی ما بین و دلگشایی کن
 دلی چو اینه دارم نهاده بر سر دست 
                                      ببین به گوشه ی چشمی و خودنمایی کن


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم دی 1392ساعت   توسط مسرور | 

زندگی آلبرت انیشتین همراه با تصویر



روزی می رسد که جسم من آنجا زیر ملحفه ی سفید بیمارستان قرار میگیرد و آدم هایی که سخت مشغول زنده ها و مرده ها هستند از کنارم میگذرند.

آن لحظه فراخواهد رسید که دکتر بگوید . مغز من از کار افتاده است و به هزار علت دانسته و ندانسته زندگیم به پایان رسیده است.

درچنین روزی . تلاش نکنید به شکل مصنوعیو با دستگاه زندگیم را به من برگردانید و این را بستر مرگ من ندانید بگذارید آنرا بستر زندگی بنامم .

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1392ساعت   توسط مسرور | 

تو به من خندیدی و نمی دانستی

من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم 

باغبان از پی من تند دوید 
سیب را دست تو دید 

غضب آلود به من کرد نگاه 
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک 
و تو رفتی و هنوز  
سالهاست که در گوش من آرام آرام 
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1392ساعت   توسط مسرور | 
Photo: ‎نگفتندم که این دنیا دو چشم ِ خونفشان دارد
که چون ماری دهان بگشوده مارا قصدِ جان دارد
به لب لبخند و خنجرها نهان در آستین هایش
هم آدمهای لب تشنه به خون ِ آدمان دارد
نگفتندم ازین دنیا چو گفتندم حکایتها
به هر زیر و فرازش اژدهایی آشیان دارد


به بامش دام ِ خونخواران به کامش اشک ناچاران
به ماهش عکس ِکفتاران به راهش رهزنان دارد


بدنیا آمدیم از مادر آزاد و ندانستیم
که آزادی اگر خواهیم صد ها داستان دارد


ندانستم که جانها لذّت از اندوه میگیرند
که سود ِجان به زاری هست ودلداری زیان دارد


خدا را میفروشند و ز خون ِ خلق مینوشند
تو گر نوشی ولی جامی ز کفر ِدین نشان دارد


ببخش ای زاهد ِظاهر پرست آوازه ِ ما را
اگر حال ِ خرابِ دل هوای ساقیان دارد


نشین با جام ِ مِی آذر مخور غیر از غم ِ دلبر
که این دنیای دون پرور هزاران بیکران دارد


با سپاس از دوست عزیزم (آذر)‎

نگفتندم که این دنیا دو چشم ِ خونفشان دارد
که چون ماری دهان بگشوده مارا قصدِ جان دارد
به لب لبخند و خنجرها نهان در آستین هایش
هم آدمهای لب تشنه به خون ِ آدمان دارد
نگفتندم ازین دنیا چو گفتندم حکایتها
به هر زیر و فرازش اژدهایی آشیان دارد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1392ساعت   توسط مسرور | 

Photo: ‎من در این وسوسۀ شهر
به دنبال کسی میگردم
که شبیه همـــه نیست
مثـل آب اسـت دلـــش،
مثـل پـروانــه ظـریــف
مثـل تــو رویـایی.......
و نفــس میکشد از عشــــق خـدا
مــن در ایـــن وســوســۀ شــهــر
پی نیمـۀ گمشدۀ آینـــه ها میگـردم‎

من در این وسوسۀ شهر
به دنبال کسی میگردم
که شبیه همـــه نیست
مثـل آب اسـت دلـــش،
مثـل پـروانــه ظـریــف
مثـل تــو رویـایی.......
و نفــس میکشد از عشــــق خـدا
مــن در ایـــن وســوســۀ شــهــر
پی نیمـۀ گمشدۀ آینـــه ها میگـردم

+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1392ساعت   توسط مسرور | 

از هر دستی بدی، از همون دست میگیری

مرد فقیرى بود که همسرش کره مى ساخت و او آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت

آن زن کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت. مرد آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و در مقابل مایحتاج خانه را مى خرید

روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند. هنگامى که آنها را وزن کرد، اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود‌

او از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت: دیگر از تو کره نمى خرم، تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است

‌مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت: ما ترازویی نداریم و یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر را به عنوان وزنه قرار مى دادیم




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آذر 1392ساعت   توسط مسرور | 

File:Antoin Sevruguin 48 12 SI.jpg

در سال ١٣٠۶ شمسى (۱۹۲۷ میلادی) بنا بر قانونى جدید تمام مردان ایرانى مکلف شدند عمامه و کلاه های سنتی خود را با کلاه پهلوى عوض کنند. دو سال پس از آن در ١٣٠٨ شمسى (مارس ۱۹۲۹ میلادی) پوشیدن لباس هاى ایرانى (قبا، شال، عبا، پوستین، عمامه و غیره) براى تمام افراد مذکر ممنوع شد و جاى آن را ترکیبى از کت و شلوار و کلاه پهلوى گرفت.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1392ساعت   توسط مسرور | 
ارمغانی از سلامت در فصل سرما


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net
سرمای هوا روز به روز بیشتر خود را نشان می دهد و شاید این هوای سرد و خنک برای خیلی ها چندان خوشایند نباشد. با این حال برای اینکه به خشکی سرما غلبه کنید انتخاب های خوراکی جالب توجهی پیش روی شما قرار دارد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1392ساعت   توسط مسرور | 
از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران

ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
تو بمان و دگران وای به حال دگران

رفته چون مه به محاقم که نشانم ندهند
هر چه آفاق بجویند کران تا به کران

میروم تا که به صاحبنظری بازرسم
محرم ما نبود دیده‌ی کوته نظران


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1392ساعت   توسط مسرور | 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
 همه عمر برندارم سر از این خمار مستی

که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد

دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی

چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن...

تو چو روی باز کردی در ماجرا ببستی

نظری به دوستان کن که هزار بار از آن به

که تحیتی نویسی و هدیتی فرستی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1392ساعت   توسط مسرور | 

روزی روزگاری، عابد خداپرستی بود که در عبادتکده ای در دل کوه راز و نیاز خدا میکرد، آنقدر مقام و منزلتش پیش خدا زیاد شده بود که خدا هر شب به فرشتگانش امر میکرد تا از طعام بهشتی، برای او ببرند و او را بدینگونه سیر نمایند...

بعد از ۷۰ سال عبادت ، روزی خدا به فرشتگانش گفت: امشب برای او طعام نبرید، بگذارید امتحانش کنیم آن شب عابد هر چه منتظر غذا شد، خبری نشد، تا جایی که گرسنگی بر او غالب شد. طاقتش تمام شد و از کوه پایین آمد و به خانه بت پرستی که در دامنه کوه منزل داشت رفت و از او طلب نان کرد، بت پرست ۳ قرص نان به او داد و او بسمت عبادتگاه خود حرکت کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1392ساعت   توسط مسرور | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند
ستایش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
خندیدم گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید می خواهم پیاده شوم !
زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبارخواهیم خفت

................×××××××××................
در حضور خارها هم ميشود يک ياس بود، در هياهوي مترسکها پر از احساس بود
ميشود حتي براي ديدن پروانه ها، شيشه هاي مات يک متروکه را الماس بود
دست در دست پرنده، بال در بال، نسيم ساقه هاي هرز اين بيشه را هم داس بود
کاش ميشد حرفي از "کاش ميشد" هم نبود، هر چه بود احساس بود و عشق و ياس بود

نوشته های پیشین
هفته چهارم مهر 1393
هفته چهارم مرداد 1393
هفته سوم مرداد 1393
هفته چهارم تیر 1393
هفته سوم خرداد 1393
هفته دوم خرداد 1393
هفته اوّل خرداد 1393
هفته چهارم اردیبهشت 1393
هفته سوم اسفند 1392
هفته اوّل بهمن 1392
هفته چهارم دی 1392
هفته سوم دی 1392
هفته دوم دی 1392
هفته سوم آذر 1392
هفته دوم آذر 1392
هفته اوّل آذر 1392
هفته دوم آبان 1392
هفته سوم مهر 1392
هفته دوم مهر 1392
هفته اوّل مهر 1392
هفته اوّل شهریور 1392
هفته چهارم مرداد 1392
هفته سوم مرداد 1392
هفته دوم مرداد 1392
هفته اوّل مرداد 1392
هفته چهارم تیر 1392
هفته دوم تیر 1392
هفته چهارم خرداد 1392
هفته سوم خرداد 1392
هفته اوّل خرداد 1392
هفته چهارم اردیبهشت 1392
هفته سوم اردیبهشت 1392
هفته دوم اردیبهشت 1392
هفته اوّل اردیبهشت 1392
هفته چهارم فروردین 1392
هفته سوم فروردین 1392
آرشيو
آرشیو موضوعی
شعر
حکایت های کوتاه
سخن بزرگان
زندگینامه و آثار هنرمندان
اجتماعی,اخلاقی
تاریخی, فرهنگی
بهداشتی. پزشکی
نیایش
سرگرمی
طنز
داستان
مذهبی
دانستنی ها
پیوندها
آیت اله وحید خراسانی
آیت اله یوسف صانعی
عبدالکریم سروش
عطاء اله مهاجرانی
محسن کدیور
سید محمد خاتمی
دکتر محسن سازگارا
بامداد خبر
سایت کلمه
پیک نت
آثار سخنسرایان پارسی‌گو(گنجور)
آلبوم عکس (مسرور)
عکس های تاریخی
ترجمه انگلیسی و فارسی
موسیقی
گنجینه واژگان پارسی
شهریار روشنایی
وب سایت دکتر علی شریعتی
بربال های کتاب
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM