![]() |
![]() |
|
| ABSAR .ادب و اندیشه |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت توسط مسرور |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت توسط مسرور |
|
|
درین شبها ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت توسط مسرور |
|
|
مستی خاخامهای یهود
یک واقعه تاریخی از دو دیدگاه
دیدگاه مسلمانان
"مُردخای" و بردارزاده اش "استر" دو یهودی نفوذی دربار هخامنشینی بودند . "استر" با حیله و نیرنگ باعث دل فریبی خشایار می شود و مقام ملکه را از آن خود می کند نفوذ آن دو آنقدر زیاد می شود که بر اساس توطئه ای هامان وزیر اعظم هخامنشی و اعضای خانواده اش را به اتهام ضدیت با یهود به طرز فجیعی به قتل می رسانند. ولی "مُردخای" و "استر" به این جنایت بسنده نکردند و در پایان همان روز با دسیسه دیگر 75000 نفر از مردم ایران را به جرم مخالفت با یهود قتل و عام کردند ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت توسط مسرور |
|
|
داستان قاضی القضات شدن شیخ بهایی حمام شیخ بهایی روزى شاه عباس صفوی به شیخ بهایى گفت: دلم می خواهد ترا قاضى القضات کشور نمایم تا همانطور که معارف را نظم دادى، دادگسترى را هم سر و سامانى بدهی، بلکه حق مردم رعایت شود. شیخ بهایى گفت : من یک هفته مهلت می خواهم تا پس از گذشت آن و اتفاقاتى که پیش خواهد آمد، چنانچه باز هم اراده ی ملوکانه بر این نظر باقى بود دست به کار شوم و الا به همان کار فرهنگ بپردازم... شاه عباس قبول کرد و فردا شیخ سوار بر الاغش شده و به مصلای خارج از شهر رفت و افسار الاغش را به تنه درختى بست و وضو گرفت و عصای خود را کنارى گذاشت و براى نماز ایستاد، در این حال رهگذرى که از آنجا می گذشت، شیخ را شناخت، پیش آمد و سلام کرد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391ساعت توسط مسرور |
|
|
همه چیز در مورد بختک یا فلج خواب تا حالا برایتان پیش آمده که از خواب بیدار شده باشید ولی نتوانید تکان بخورید؟ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت توسط مسرور |
|
|
وضعیت خدیجه دختر دکتر محمد مصدق در آسایشگاههای سوئیس
دكتر محمد مصدق دو پسر و سه دختر داشت.دو تا از دختر ها ازدواج كردند كه ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت توسط مسرور |
|
|
روز پنجم اکتبر روز جهانی معلم است.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت توسط مسرور |
|
![]() خانم جوانی که در کودکستان برای بچه های 4 ساله کار میکرد میخواست چکمه های یه بچه ای رو پاش کنه ولی چکمه ها به پای بچه نمیرفت بعد از کلی فشار...و خم و راست شدن،
بچه رو بغل ميكنه و ميذاره روی میز، بعد روی زمین بلاخره باهزار جابجایی و فشار چکمه ها
رو پای بچه میکنه و یه نفس راحت میکشه که ...
هنوز آخیش گفتن تموم نشده که بچه ميگه این چکمه ها لنگه به لنگه است . ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت توسط مسرور |
|
|
دردهای اساسی ما ایرانیان به روایت صادق هدایت صادق هدایت که از پیشگامان داستاننویسی نوین ایران و روشنفکری برجسته بود، در کتاب بوف کور خود می نویسد : ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم اردیبهشت 1391ساعت توسط مسرور |
|
|
پیدایش عکاسی توسط حسن بن هیثم
در اواخر قرن 18(م) و اوایل قرن 19 (م) همگام با پیشرفت های دیگر صنعتی از جمله کشتی بخار ، تلگراف و راه آهن ، عکاسی نیز پدید آمد . عکاسی در ابتدا جنبه علمی ، سپس جنبه صنعتی به خود گرفت و در حال حاضر یکی از شاخه های مهم هنری محسوب می شود .
در قرن 11 (ه.ق) حسن بن هیثم ، از دانشمندان اهل بصره از اتاقک تاریک که مبنای هنر عکاسی است برای دیدن ستاره ها و مطالعات به خوبی استفاده می کرد . این اتاقک تاریک عبارت بود از جعبه ای که در یک طرف ،سوراخ ریزی داشت که نور از این روزنه عبور می کرد و تصویری نسبتا" واضح و معکوس روی سطح مقابل ایجاد می کرد . این وسیله در طی جنگهای صلیبی به اروپا راه یافت و نقاشان و طراحان اروپایی از این وسیله برای طراحی دقیق مناظر و پرسپکتیو استفاده می کردند تا اینکه در سال 1550 (م) ژرم کاردان ریاضیدان ایتالیایی این اتاقک را به عدسی محدب مجهز کرد وبه این ترتیب تصویری بسیار واضح تر به دست آمد . ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391ساعت توسط مسرور |
|
|
اخبار موسيقي ايران
محمدرضا لطفی را چنان که باید همه دوستداران موسیقی ایرانی می شناسند، صبغه هنری او آن چنان قوی است که می توان سیر همه تحولات را موسیقی ایرانی را در او و مشخصا تکنوازی او یافت.او در کنسرت اخیر خود، با گروه بزرگ شیدا که در تالار میلاد نمایشگاه بین المللی به اجرای برنامه پرداخت. گروهی که متشکل از گروه شیدا و گروه بانوان شیدا بود و قرار بود ارکستر بزرگی از نوازندگان سازهای ایرانی با رنگ های مختلف و به ضرورت موسیقی اجرا شده در این برنامه تشکیل دهد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت توسط مسرور |
|
|
پدر فرشچیان که نماینده فرش اصفهان بود با دیدن استعداد فرزندش، وی را به کارگاه نقاشی استاد حاج میرزا آقا امامی برد.
فرشچیان پس از آموزش نزد استاد امامی و بهادری و دانشآموختگی از مدرسه هنرهای زیبای اصفهان، برای گذراندن دوره هنرستان هنرهای زیبا به اروپا سفر کرد و چندین سال به مطالعهٔ آثار هنرمندان غربی در موزهها پرداخت. بنا بر گفته وی در موزههای اروپا، اول کسی بود که وارد موزه میشد با بستهای از کتاب و قلم، و در نهایت آخر از همه، خود او بود که از موزه خارج میشد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391ساعت توسط مسرور |
|
|
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم فروردین 1391ساعت توسط مسرور |
|
|
زبان های زنده ی جهان متمدن امروز، واژه ی " گل سرخ " را از زبان فارسی گل در مرز و بوم ایران سابقه ای بس دراز دارد و اگر می بینیم که در شعر و ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم فروردین 1391ساعت توسط مسرور |
|
|
چك از دستاوردهاي بانكداري است و قديميترين شواهدي كه از چك و بانكداري در دست است، به دوره هخامنشيان ميرسد. به گفته دكتر «شيرين بياني»، تاريخنگار، بانكداري در دوره پيش از اسلام، به خصوص دوره ساساني اهميت زيادي داشته است. مراكزي همچون بانكهاي امروزي وجود داشتهاند و در آنها كارهاي بانكي از قبيل قرضه، برات، چك و ... صورت ميگرفته است. قديميترين شكل بانكداري را در بينالنهرين در دوره هخامنشيان سراغ داريم كه عمده ترين مركز سكونت يهوديان بود و در آنجا يهوديان عهدهدار امور بانكداري بودند. مداركي هم از اين ناحيه به دست آمده كه كاملا حكم چك دارد. كلمه «بانك» هم در آن زمان مصطلح بود و لغت «چك» نيز از همان زمان متداول شده كه تا امروز باقي مانده است. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم فروردین 1391ساعت توسط مسرور |
|
|
همكلاسيهاي درد ورنج وكار
بچه هاي جامه هاي وصله دار
بچه هاي دكه خوراك سرد
كودكان كوچه اما مرد مرد
كاش هرگز زنگ تفريحي نبود
جمع بودن بودوتفريقي نبود
كاش ميشد باز كوچك ميشديم
لا اقل يك روز كودك ميشديم ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم فروردین 1391ساعت توسط مسرور |
|
|
بازکن پنجره را ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم فروردین 1391ساعت توسط مسرور |
|
|
فرزند عزیزم:
آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی، اگر هنگام غذا خوردن لباسهایم را کثیف کردم ویا نتوانستم لباسهایم را بپوشم اگر صحبت هایم تکراری و خسته کننده است صبور باش و درکم کن ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم فروردین 1391ساعت توسط مسرور |
|
|
فردوسی بزرگ و سفارش به پاسداری از نوروز و جشنها و آداب و رسوم ملی ایران : بیارید این آتش زردشت ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم فروردین 1391ساعت توسط مسرور |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم فروردین 1391ساعت توسط مسرور |
|
|
تو آیا عاشقی کردی بفهمی عشق یعنی چه؟ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم فروردین 1391ساعت توسط مسرور |
|
|
روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی دستِ زیبایی را خواهد گرفت. روزی که کمترین سرود بوسه است، و هر انسان برای هر انسان برادریست. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم اسفند 1390ساعت توسط مسرور |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390ساعت توسط مسرور |
|
|
چرا اول قصه ها میگن یکی بود یکی نبود ؟ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390ساعت توسط مسرور |
|
باقيمانده طاق کسرا - تالاري که مردم معمولي هم به آن راه داشتند نهم مارچ سال 551 ميلادي كار ساختن تالار تازه در كاخ سلطنتي تيسفون (پايتخت ايران به مدت 9 قرن ـ 36 كيلومتري جنوب بغداد) كه بقاياي آن هنوز باقيست و به طاق كسرا (ايوان مدائن) شهرت يافته با شتاب به پايان رسانده شد تا براي آيين هاي نوروزي آن سال آماده باشد. طاق كسري تنها ساختمان مسقّف باستاني جهان است كه به صورت آزاد و بدون تكيه داشتن به عاملي ديگر، برسر پا باقي مانده است. ادامه مطلب |
||
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم اسفند 1390ساعت توسط مسرور |
|
|
تا حالا فكر كرديد اگه زمان شاعراي قديمي تلفن و پيغام گير وجود داشت ،شاعرا واسه پيغام گيرشون چه متني رو ميذاشتن: ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت توسط مسرور |
|
|
یه افسر پلیس ماشین پرسرعتی رو متوقف می کنه. افسر می گه : من سرعت 80 مایل در ساعت رو برای ماشینتون ثبت کردم راننده می گه: خدای من، من ماشینو رو سرعت 60 مایل کروز کرده بودم. فکر کنم رادارتون نیاز به تنظیم داره.همسر مرد درحالی که داره بافتنی می بافه و سرش پایینه می گه: عزیزم لوس نشو. خودت می دونی که این ماشین سیستم کروز نداره ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت توسط مسرور |
|
|
مردجوانی کنار نهر آب نشسته بود و غمگین و افسرده به سطح آب زل زده بود. استادی از آنجا می گذشت. او را دید و متوجه حالت پریشانش شد و کنارش نشست. مرد جوان وقتی استاد را دید بی اختیار گفت: "عجیب آشفته ام و همه چیز زندگی ام به هم ریخته است. به شدت نیازمند آرامش هستم و نمی دانم این آرامش را کجا پیدا کنم؟" استاد برگی از شاخه افتاده روی زمین را داخل نهر آب انداخت و گفت: به این برگ نگاه کن وقتی داخل آب می افتد خود را به جریان آن می سپارد و با آن می رود. سپس استاد سنگی بزرگ را از کنار جوی آب برداشت و داخل نهر انداخت. سنگ به خاطر سنگینی اش داخل نهر فرو رفت و در عمق آن کنار بقیه سنگ ها قرار گرفت. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت توسط مسرور |
|
|
درفش کاویانی بیگمان یکی از پرارزشترین پرچمهای جهان است که از روز آفرینش آدمی و خوی شهریگری (تمدن) گرفتن، بر افراشته شده است. زیرا این پرچم چندین برتری به همه پرچمهای جهان دارد و فرادادهایی (امتیازاتی) که در آن است درهیچیک از دیگر پرچمها در سراسر جهان یافت نمیشود. ۱- این پرچم از دل توده های مردم بیرون آمده و از یک پیشبند چرمی آهنگری دلاور که برای درهم کوبیدن ستم و شکنجه بیدادگران تازی به پا خواست، فراهم آمده است. ۲- این پرچم مردمی است و بدست مردم ساده ولی دلیر کوچه و خیابان درست شده و پرچم رسمی کشور بشمار آمده و پذیرفته گشته است. ولی همه پرچمهای دیگر جهان پیمانی (قراردادی) میباشند که از سوی گردانندگان کشور ساخته و پرداخته و به مردم پذیرانده شده اند. تا جایی که من بیاد می آورم هیچ پرچمی در جهان با رأی مردم و همه پرسی برپا نشده است. ازین رو کمتر خواسته مردم در آنها نمایان است. ولی درفش کاویانی بدست مردم ساخته شده و از میان آنها بیرون آمده است. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت توسط مسرور |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند
ستایش کردم ، گفتند خرافات است عاشق شدم ، گفتند دروغ است خندیدم گفتند دیوانه است دنیا را نگه دارید می خواهم پیاده شوم ! زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبارخواهیم خفت ................×××××××××................ در حضور خارها هم ميشود يک ياس بود، در هياهوي مترسکها پر از احساس بود ميشود حتي براي ديدن پروانه ها، شيشه هاي مات يک متروکه را الماس بود دست در دست پرنده، بال در بال، نسيم ساقه هاي هرز اين بيشه را هم داس بود کاش ميشد حرفي از "کاش ميشد" هم نبود، هر چه بود احساس بود و عشق و ياس بود |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر حکایت های کوتاه سخن بزرگان زندگینامه و آثار هنرمندان اجتماعی,اخلاقی تاریخی, فرهنگی بهداشتی نیایش سرگرمی طنز داستان مذهبی دانستنی ها |
|
RSS
|